جایی که آفتاب بیدار میشود - دو
سکوتی بی تقدیر و مبهوت
همۀ لحظه های خود را
در حاشیه ای ناگفته و
نا شنفته
بدون شک و یقین
زیسته بود.
- سلام!
□
حالا،
لبخندی تمام جاودانگی را،
می شکوفاند.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 0:44 توسط مهرنوش روان
|